انگار بازم فایده نداشت. حالا یه مطلب میذارم که چند روز پیش آمادش کرده بودم
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٧  

آشنایی با طرح های مختلف بدنه خودرو

 

خودروها بنا بر نوع استفاده و کاربردشان طرح ها و شکل های متنوع و متفاوتی دارند که درادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت.

 

سدان (Sedan): سدان رایج‌ترین فرم بدنه خودرو است که2 یا 4 در، در دوطرف بدنه و ظرفیت چهار تا شش سرنشین در 2 ردیف صندلی را دارد. مشخصه خاص سدان، داشتن صندوق عقب است (مانند پیکان). لازم به ذکر است که در کشور انگلستان خودروهای سدان را سالون می نامند. نمونه یک خودروی سدان در شکل 1 نشان داده شده است.

 

Hatch Back: هاچ بک اتومبیلی است که صندوق عقب ندارد و به جای آن دارای
یک در بزرگ عقب است .معمولا صندلی عقب این نوع خودروها قابل خوابانیدن است تا فضای حمل بار بیشتر شود. هاچ بک‌ها در دو نوع 3 در و 5 در ساخته می‌شوند ( در بزرگ عقب نیز شمرده می‌شود) .هاچ بک‌ها ظاهری اسپرتی دارند به همین خاطر بیشتر جوانان، از این طرح استقبال می‌کنند. مثال ساده این طرح پژو 206 است. نمونه یک خودروی هاچ بک در شکل 2 نشان داده شده است.

 

Fast Back: اگر خودرویی مشخصات یک هاچ بک را داشته باشد ولی شیشه
عقب آن شیب ملایم داشته و درب عقب آن نیز کوچک و از زیر شیشه باز شود، به این خودرو فست بک می‌گویند. در سال‌های اخیر از این طرح کمتر استفاده می‌شود. دو نمونه خودروی فست بک در شکل 3 نشان داده شده است.

 

Lift Back: لیفت بک به خودرویی گفته می‌شود که مانند هاچ بک است با این
تفاوت که لیفت بک‌ها صندوق عقب کوتاهی دارند که به نظر بریده شده می‌آید. یکی دیگر از تفاوت‌های آن با هاچ بک در این است که شیشه عقب آن‌ها نسبت به هاچ بک شیب ملایم تری دارد مانند پروتون مدل M44. دو نمونه خودروی فست بک در شکل 4 نشان داده شده است.

 

Limousine: لیموزین به خودرویی گفته می‌شود که فاصله بین دو محور جلو و عقب آن (Wheel Bas) زیادتر از حد متعارف باشد. طول این گونه خودروها نیز به خاطر فاصله زیاد بین چرخ‌های جلو و عقب، زیاد است و همچنین معمولأ دو در بزرگ در هر طرف و یا سه در، در هر طرف دارند. این قبیل خودروها غالبأ بسیارتجملاتی هستند و مصارف تشریفاتی دارند. نمونه یک خودروی لیموزین در شکل 5 نشان داده شده است.

 

Station: طرح استیشن مانند سدان است و تنها فرق آن از نظر ظاهری فقط در این است که سقف آن تا منتهی الیه عقب خودرو ادامه دارد. استیشن نیز ممکن است 3 در یا 5 در باشد. صندلی‌های عقب استیشن برای افزایش جای حمل بار قابل خوابانیدن هستند. استیشن‌ها ممکن است گاهی 3 ردیف صندلی داشته باشند. نمونه یک خودروی استیشن در شکل 6 نشان داده شده است.

 

کروکی (Convertible): کروکی مدلی از خودرو است که معمولأ بر پایه سدان ساخته شده و مشخصه این خودرو باز شدن سقف آن است. خودروهای کروکی معمولأ دو ردیف صندلی دارند. دو نمونه خودروی کروکی در شکل 7 نشان داده شده است.

 

Coupe: منظور از کوپه یک خودروی الزامأ 2 در است که زیبایی ظاهری آن بیش از استفاده از فضای داخلی مد نظر است. لزومأ هر خودروی 2 دری کوپه نیست چون معمولأ خودروهای کوپه دارای شیشه عقب با شیب بسیار ملایمی هستند. یک نمونه خودروی کوپه در شکل 8 نشان داده شده است.

 

Roadster: روداستر به اتومبیل روباز (بدون سقف) و دو نفره گفته می‌شود
روداستر مانند کروکی است با این تفاوت که فقط یک ردیف صندلی دارد. رودسترها از نظر کیفیت سقف، در دو نوع ( Hard top ) و ( Soft top ) وجود دارند. هارد تاپ به مدلی گفته می‌شود که جنس سقف آن از فلز یا از موادی مانند کامپوزیت است که به صورت صلب و غیر قابل انعطاف است و در مدل‌های جدید این سقف بوسیله یک موتور الکتریکی به طرز خاصی جمع شده و در صندوق عقب قرار می‌گیرد. سافت تاپ نیز سقفی است که جنس آن معمولأ از چرم یا مواد قابل انعطاف می باشد.

 

Station Wagon: این رده از خودروها به صورت شاسی بلند و دو
دیفرانسیل ساخته شده وعلاوه بر مصارف خیابانی کاربرد بیابانی و حتی توانایی عبور از مناطق صعب العبور را دارند. این خودروها 5 در هستند و اغلب در عقب آنها دو تکه بوده و از اطراف لولا می‌شوند. (مانند پاترول یا لندرور)

 

SUV: این خودروها تقریبأ مانند استیشن واگن‌ها هستند با این تفاوت که ابعاد و به خصوص
ارتفاع آن‌ها کمتر از استیشن واگن‌ها بوده و نیز علی رغم دو دیفرانسیل بودنشان، بیشتر به قابلیت‌های خیابانی آنها توجه شده تا به توانایی‌های بیابانی آن‌ها.

 

 

Van: ون‌ها رده‌ای از خودروها هستند که بیشتر کاربرد تجاری دارند و اغلب برای حمل
بارهای شهری از آن‌ها استفاده می‌شود، ولی بیشتر کارخانه‌ها، ون‌هایی تولید می‌کنند که برای حمل سرنشین طراحی شده است، بنابراین به طور معمول دارای 3 ردیف صندلی هستند. معمولأ ظرفیت این خودرو ها 7 تا 9 نفر است. شکل ظاهری ون مانند استیشن است، با این تفاوت که طول، عرض و ارتفاع آن از استیشن بیشتر است.

 

Mini Cars: این قبیل خودروها برای مصارف شهری ساخته شده‌اند، ازاین رو بسیار کوچک
هستند. برخی از این‌گونه خودروها یک ردیف صندلی دارند. مینی خودروها یا صندوق عقب ندارند یا اگر دارند بسیار کوچک است.

 

لازم به ذکر است که به غیر از طرح‌های گفته شده، طرح‌های دیگری نیز وجود دارد که اغلب بر پایه طرح‌های مذکور شکل می‌گیرند و معمولاً از انواع گفته شده کمتر بکار برده می‌شوند.


کلمات کلیدی:
سلام دیدم دلم گرفته از این وضع زندگیو سربازی گفتم بازدو سه تا جوک بذارم حال کنیم
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٧  

- به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟ بچه میگه: بابام.

- دختر اصفهانیه به دوست پسرش میگه : شب بیا خونه مون , اگه موقعیت خوب بود یه سکه میندازم پائین .. شب میشه . دختره یه سکه میندازه پائین . ولی هر چقدر صبر میکنه می بینه پسره نمیاد بالا سرش رو از پنچره بیرون میکنه میپرسه : چرا نمیای؟ پسره میگه : دارم دنبال سکه می گردم . دختره میگه :بیا بالا . بهش کش بسته بودم.

-به پیره زنه میگن سایز سوتینت چنده؟ میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد میکنم تو شلوارم.

- حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی: یک بچه چشم تنگ کون گشاد.

- از بنده خدا میپرسن: وقتی امام زمان بیاد چی میشه؟ بنده خدا میگه: همه چیز خوب میشه، همه نمازخون میشن، همه مهربون میشن، همه پولدار میشن، میشه مثل زمان شاه!


کلمات کلیدی:
یک قابلمه پر از عشق (این داستانو بخونید. قشنگه)
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٧  

جوانک خوش تیپ از اینکه قابلمه پیرمرد به پایش خورده و یک خط منحنی از جنس گرد و خاک روی شلوارش رسم کرده بود، کلی ناراحت شد. صورتش را که تازه اصلاح کرده بود، در هم کشید و یک نوچ پرمحتوا از غنچه لبانش بیرون داد.

تا سرحد امکان خودم را عقب کشیدم. روی شانه اش زدم و گفتم: «داداش بیا عقب این بابا راحت باشه»

از وسط دو تا دستم که مثل گوشت قربانی به میله وسط ماشین آویزانم کرده بود، گردن کشیدم و نگاهش کردم.

پیرمردی 70 – 75 ساله ، با کت خاکستری با بافتی درشت و ضخیم ، شلوار مشکی اش از گشادی گریه می کرد و با تمسک به کمربند پوسیده ای ، دست و پا

زنان خودش را به پیرزن چسبانده بود

با خودم فکر کردم و گفتم شاید می خواهد از جایی نذری بگیرند !  به نظرم قابلمه دو نفره بود .  اما قیافه شان به این کارها نمی خورد .  تازه محرم و صفر هم تمام شده بود .

پیش خودم محاکمه اش کردم . «حالا به هر علتی که این قابلمه خالی رو دست گرفتی پس چرا پلاستیکش آن قدر خاکی و کثیفه ؟!

یعنی یک مشمای سالم تر گیرت نیومد که این طوری شلوار مردمو کثیف نکنی ؟!»

شاید چیزی توی قابلمه دارند ؟! اما قابلمه توی پلاستیک یک ور شده بود .  اگر چیزی توش بود از سوراخ های پلاستیک بیرون می ریخت .

شاید هم پیدایش کردند ، می خواهند بفروشند به نمکی ؟!  یا شاید هم ترسیدند در اثر تکان های ماشین که آدم را مثل مشک عشایر ایل بختیاری تکان می دهد ، حالشان به هم بخورد ، قابلمه را آورده اند برای مواقع اضطراری !

توی همین فکر بودم که پیرمرد با سرفه ای سینه اش را ضاف کرد و گفت : « آقا پیاده می شیم »

مسافرهایی که سر پا ایستاده بودند ، خودشان را عقب می کشیدند . یکی ، دو نفر هم که جلوی در بودند پیاده شدند تا راهی برای پیاده شدن باشد .

پیرمرد ، یک دویست تومانی مچاله شده قرمز را به راننده داد . بعد هم زیر شانه پیرزن را به آرامی گرفت . پیرزن خیلی آرام قدم بر می داشت . پاهایش که بعد از شصت ، هفتاد سال از کشیدن بدنش خسته شده بود ، روی زمین کشده می شد . مثل اینکه می خواست بماند و راحت روی صندلی  استراحت کند.  شاید هم اگر زبان داشتند به بقیه بدن پیرزن می گفتند : شما بروید ما بعدا می آییم.

به رکاب پله های ماشین که رسیدند پیرمرد دست پیرزن را روی میله آهنی پشت صندلی شاگرد گذاشت و به پیرزن اشاره کرد که میله را نگه دار و خودش پیاده شد.

قابلمه را با دقت تمام روی پله اول ماشین گذاشت و با وسواس آزمایش کرد که لق نزند . بعد هم دستش را به طرف پیرزن دراز کرد تا پیرزن پاهایش را آرام روی قابلمه بگذارد و بعد از روی قابلمه روی پله اول. دو پایش را که روی پله اول گذاشت ، پیرمرد قابلمه را روی زمین گذاشت . دوباره پیرزن پاهایش را آرام روی قابلمه و این بار روی زمین گذاشت.

نمی دانم بقیه مسافران هم احساس من را داشتند یا نه ؟!

پیرمرد و پیرزن یک عمر بود که از قابلمه خورده بودند ، ولی هنوز حتی یک قاشق هم از آن کم نشده بود . این قابلمه شان فقط برای دو نفر غذا جا می گرفت.


کلمات کلیدی:
چند تا جک با حال داشتم. گفتم بذارم اینجا. امیدوارم خوشتون بیاد. البته بازم دارم
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٧  

- ترکه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط کن دوباره میگیرم!

- یارو ترکه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، ترکه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!

- ترکه فیلم جنگی میبینه. آخر فیلم که تموم میشه جو میگردش سینه خیز میره تلویزیون را خاموش میکنه .

- ترکه با گوسفنداش دعواش میشه ، واسه چرا می بردشون چمن مصنوعی.

- به ترکه میگن علامت ! یعنی چی؟
میگه:شاشیدن ممنوع، حتی یک قطره

- ماره میره تو حموم زنونه همه زنا جیغ میزنن
ماره میگه نترسید، منم کبری

- ترکه میره از این ماشینا میخره که فرمونش سمت راسته . بهش میگن حالا ازش راضی هستی ؟ میگه : راضی که هستم ، فقط نمیدونم چرا هر وقت تف میکنم ، میخوره تو صورت زنم ؟ !

- ترکه به یه دختره میگه با من ازدواج میکنی
دختره میگه من لزبینم
ترکه میگه یعنی چی؟؟
دختره میگه یعنی دوست دارم با دختر سکس داشته باشم
ترکه میگه : اا منم که لزبینم !!

- اصفهانیه خونش آتیش میگیره ، اس ام اس میده آتش نشانی میگه به این شماره ای که افتاده زنگ بزنین تا آدرسمو بدم

- تو تبریز حکومت نظامی بوده، سروانه به سربازش میگه تو اینجا نگهبانی بده، از هفت شب به بعد هرکیو تو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش تموم میشه، تا میاد سوار ماشین بشه، صدای گلوله میاد . برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: ا حمق! الان که تازه ساعت پنجه! سربازه میگه: گربان آخه این یک آدرسی پرسید که تا نه شب هم پیداش نمیکرد.

- ترکه رو ختنه میکنند . میگن باید دامن بپوشی میگه :
پدرسگا مگه چقدرش رو بریدین.

- آمریکائیه داشته تو دریا غرق میشده هی داد میزده هلپ هلپ. ترکه سوار قایق از اونجا رد میشده میگه به جای انگلیزی برو شنا یاد بگیر !!!


کلمات کلیدی:
اول دفتر به نام ایزد دانا
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٧  

سلام

یه زمانی فکر میکردم ایجاد وبلاگ کار بیهوده ایه. اما وقتی سودمندی بعضی وبلاگ ها رو دیدم و ازشون استفاده کردم تصمیم گرفتم مطالب مفیدی رو که دارم از این طریق در اختیار بقیه قرار بدم. سعی میکنم زیاده گویی نکنم و مطالبم مختصر و مفید باشه چون خودم با سایتا و وبلاگ هایی که متن های طولانی دارن حال نمیکنم در عوض دوست دارم بیشتر عکسا و کلیپ های  جالب ببینم. خوشحال میشم نظراتتون رو در مورد مطالب وبلاگم بدونم پس لطفا سعی کنین نظراتونو هرچند مختصر باشه ارسال کنین.


کلمات کلیدی:
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٧  
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
کلمات کلیدی: